قلاویزان سجده گاه مردان بی ادعا

قلاویزان:دل نوشته هایی است از غروب قلاویزان تا غروب کربلا...ازغربت مردان بی ادعا


قلاویزان یادمان شهدا’ مهران



ارتفاعات قلاویزان یادآور عملیات کربلای یک

ارتفاعات قلاویزان یادآور عملیات هایی از جمله کربلای یک است که بعد از چهار بار دست به دست شدن شهر مهران منجر به آزاد سازی آن شد و قلب امام را شاد کرد.

نقطه ایثار واقع در ارتفاعات قلاویزان مکان کوچکی در بین هزاران منطقه جنگی و خاطرات دفاع مقدس در کشور است که شاهد ایثارگری های رزمندگان دفاع مقدس بوده است و در این منطقه نیز هرگاه در متن ماندگار سرزمین سینه سرخان عاشق قرار بگیریم، وسعت روح و روانمان سرشار از عطر دل انگیز عشق ایثار می شود.

در نقطه ایثار که در هشت کیلومتری شهر مهران است می توان دشت های بزرگ مهران را دید که روزگاری شاهد نبردهای مهم دفاع مقدس بوده است و در بدو ورود به این قطعه بهشت عکس و نام عزیزانی گذاشته شده است که در این نقطه در نبردی نابرابر رخت شهادت پوشیدند.



شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ |

شهید کربلایی

پدر شهیدغلام رضا زمانیان نقل می کرد که :قبل از عملیات بدر غلامرضا جلو من ومادرش بدنش
رابرهنه کرد وگفت :نگاه کنید!دیگر این جسم را نخواهید دید.همان طور شد ودر عملیات بدر
مفقود گردید. پدر شهید اضافه کرد:دوازده سال در انتظار بودم وباهر زنگ درب منزل می دویدم
تااگر اوبرگشته باشد اولین کسی باشم که اورا می بینم .تااینکه یک روزخبر بازگشت اورادادند.
فقط یک جمجمه از شهید برگشته بودکه مادرش از طریق دندان فرزند را شناخت .
در نزد ما رسم است بعد ازدفن، سه روز قبر به صورت خاکی باشد مردم در تشیع جنازه اوباشکوه
 شرکت کردند.
 
 
 
 
شبی در خواب دیدم که چند اسب سوار آمدند و شروع به حفر قبر کردند گفتم:چه کار می کنید؟
گفتند:مامور هستیم اور ا به کربلا ببریم.
گفتم: من دوازده سال منتظر بودم چرا اور ا آوردید؟
گفتند:ماموریت داریم ویک فرد نورانی رانشان من دادند. عرض کردم: آقا! این فرزند من است.
فرمود:باید به کربلا برود. اورا آوردیم تا تو آرام بگیری و بعد او را ببریم.
پدر شهید از خواب بیدار می شود باهماهنگی واجازه نبش قبر صورت می گیرد می بینند :
خبری ازجمجمه شهید نیست وشهید به کربلا منتقل شده است!!!
 
راوی:پدر شهید غلام رضا زمانیان
منبع:به نقل از سایت افلاکیان


سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۴ |

نماز شب

نماز شب

نزدیک سحر بود.خواب دیدم رفتیم کربلابرای زیارت .محمد(صابری)هم با ما بود .همه ما دور ضریح می چرخیدیم اما ضریح دور سر محمد می چرخید!!همان لحظه از خواب پریدم بلند شدم دیدم محمد با آن حال خراب در گوشه ای از اردوگاه اسیران نشسته ومشغول نماز شب است.دستش بسوی آسمان بود واستغفار میکرد.همان لحظه اشک از چشمانم سرازیر شد .با خودم عهد بستم من هم مثل محمد به نماز شب مقید شوم.

سال۶۹ویک ماه قبل از تبادل اسرا بود حال محمد بهتر از قبل بود.یک شب بی مقدمه گفت:هر وقت به ایران برگشتید سلام مرا به پدر ومادرم برسانید.قبر امام را هم از طرف من زیارت کنید.بعد ادامه داد:به پدر ومادرم بگوییدهمانطور که در شهادت برادرم صبر کردید در شهادت من هم صبور باشید.هرچند سخت است.می دانم که مدتها صبر کردید تا مرا ببینید اما مرا نخواهید دید!!از صحبت های او تعجب کردیم گفتم:محمد این حرفها چیه؟خدا روشکر تو حالت خوب شده،چند روز دیگه هم قراره آزاد بشیم.روز بعد در محوطه بودیم.ساعت ۳عصر محمد گفت:سرم درد می کند چند قطره خون از بینی اش آمد وروی زمین افتاد اورا به بهداری بردند.همه دلشان میخواست اتفاقی نیوفتاده باشد اما محمد صابری دلاور خوب خیبری به شهادت رسیده بود برای محمد تشیع باشکوهی برگزار شد.در کیسه شخصی محمد یک کاغد کوچک بود که حکم وصیت داشت.روی آن نوشته بود اسارت در راه عقیده عین آزادی است.

منبع:کتاب خاطرات آزادگان



سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۴ |

نامه ی شهید نوجوان


نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

شهید علیرضا محمودی این نامه رو چند وقت قبل از شهادتش برای دوستان و همکلاسی هاش می نویسه و برای معلمش می فرسته تا نامه رو برای دوستانش بخونن.

برای دیدن هر صفحه در سایز بزرگتر، رو عکس ها کلیک کنید.

 

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا




برچسب ها: برگرفته از سایت قافله شهداء 

یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ |

مادر شهید




  عکس اول را در آورد: این پسر اولم محسن است.
عکس دوم را گذاشت روی عکس محسن: این پسر دومم محمد است، دوسال با محسن تفاوت سنی داشت.
عکس سوم را آورد و گذاشت روی عکس محمد؛ رفت بگوید این پسر سومم.. سرش را بالا آورد، دید شانه های امام(ره) دارد می لرزد..امام(ره) گریه اش گرفته بود..
فوری عکسها را جمع کرد زیر چادرش و خیلی جدی گفت:
چهارتا پسرم رو دادم که اشکتو نبینم...

با یک ذکر صلوات شهدا یاد کنیم




شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ |

یادت بخیر . . .


طرح بنر و پوستر ولادت حضرت مهدی (عجل الله) | طرح افقی

 

یادت بخیر . . .

سه روزه رفته ای سی روزه حالا

زمستون رفته ای نوروزه حالا

خودت گفتی سر هفته می آیی

شماره کن ببین چند روزه حالا

ای یار نازی! ای یار نازی

منو ول کردی و رفتی به بازی

تو که عشقت به جونم لونه کرده

منو آواره و دیوونه کرده

بیا حالا بهاره گل میباره

بهارم رو تو پر گل کن دوباره

دلم از دوریت شد پاره پاره

که درد عاشقی چاره نداره

اگه یک روح به خواب ما بیایه

خدا عمری بما میده دوباره





روزی هزار بار دلت راشکسته ام

بیخود به انتظار وصالت نشسته ام 

هربار این تویی که رسیدی و در زدی

هربار این منم که در خانه بسته ام

هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی

هم عهد خویش هم دلت راشکسته ام




دیرگاهیست در درونم غوغایی برپاست…
به گمانم که کسی می آید!
شاید تو باشی،
ای موعود!


emam zaman شعر های امام زمان

انتظار… منتظر…

با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما  

فهمیده ام که هیچ نمی دانم از شما


یا ایها العزیز ! ذلیل معاصی ام
باید ز شرم چهره بپوشانم از شما


می ترسم از رسیدن آن جمعه ای که من
جای سلام ، روی بگردانم از شما


رویی نمانده است به چشمت نظر کنم
پس بی دلیل نیست گریزانم از شما


من اصل انتظار تو را برده ام ز یاد
با انتظارهای فراوانم از شما


من نان به نرخ نام تو خوردم ، حلال کن
محض رضای ذائقه می خوانم از شما



شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ |

حکایت حاج محمود

حاج منصور هم از محمود کریمی دفاع كرد
کد مطلب : 27665
حاج منصور هم از محمود کریمی دفاع كرد
گروه جامعه: منصور ارضی شب گذشته در مراسم دعای کمیل حرم حضرت عبدالعظیم در مورد اتفاقات مرتبط با محمود کریمی، گفت: ما همیشه دشمن را احمق فرض کردیم، الان دشمنان بهتر از ما می‌دانند که کدام هیئت و یا کدام نوکر موثرتر است و اگر بتوانند می‌روند اذیت می‌کنند آن نوکر امام حسین را که او را بهم بریزند.

به نوشته سايت مشرق، وی در ادامه گفت: حالا این نوکر امام حسین باید بیاید و ثابت کند که به خدا می‌خواستند اذیت کنند، ببینید رادیو اسرائیل چه می‌گوید در مورد نوکر امام حسین؟ همین کسانی که پای منبر من نشسته‌اند و سینه زدند، می‌نشینند و تحلیل می‌کنند که باید این کار را می‌کرد! نباید این کار را می‌کرد، تمام اجر محرم صفر خود را دادی رفت با این حرف‌هایی که پشت سر طرف گفتی!

حاج منصور ارضی با بیان اینکه دشمن می‌داند که ضربه‌ای که خورده است از این هیئت‌هاست، اظهار داشت: دشمن کار می‌کند و عناصر تاثیرگذار را پیدا می‌کند، تا آنها را ترور شخصیت کند، دشمن می‌داند که ضربه‌ای که خورده است از این هیئت‌هاست، این سینه‌زنی‌ها روشنگری است، این است که از چای ریز هیئت تا مداح هیئت همه را می‌زند، برخی هم بی‌توجه‌اند.
روایت حاج محمد طاهری از شب جنجالی محمود کریمی

 حاج محمدرضا طاهری شب گذشته بعد از پایان مراسم سوگواری سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع) در واکنش به هجمه های صورت گرفته علیه مداحان اهل بیت و هیات مذهبی چند دقیقه ای درباره ماجرای تیراندازی جنجالی سخن گفت.

 
وی با اشاره به انتشار اخبار ضد و نقیض از سوی برخی رسانه ها در مورد محمود کریمی، اظهار داشت:  این توطئه پیچیده ای است که الان در دادگاه مسیرش جلو می رود.
 
 
وی در ادامه گفت: سه مرتبه در مسیر برگشت از دماوند که ایشان با خانواده هم بودند برای شان مزاحمت ایجاد می کنند و به مرحله خطر مرگ می رسانند.
 
محمدرضا طاهری با بیان اینکه  انگار این داستان از قبل تعیین شده بوده است، اظهار داشت: آنهایی که پای منبر ایشان یک قطره اشک ریختند اگر بیایند این روزها حرفهای دشمنان را بزنند خیلی نامردی است.
 
وی در ادامه تاکید کرد:  می خواهند اذهان عمومی را از در خانه امام حسین دور کنند و محمود کریمی هم نوکر با اخلاص امام حسین است.
 
طاهری با بیان اینکه من شب یلدا در مسیر کربلا بودم، گفت: ولی شنیدم که صحبتهای ایشان در برنامه شب یلدا مثل تیر در قلب دشمنان بوده است.
 
محمدرضا طاهری در انتها تاکید کرد: مطمئن باشند که اعتقاد مردم ما نسبت به دستگاه امام حسین قوی تر می شود.

این مداح اهل‌بیت به همه هیئتی‌ها توصیه کرد که مراقب باشند تا حرف دشمنان را تکرار نکنند: آنهایی که پای روضه‌های حاج محمود حتی یک قطره اشک هم ریخته‌اند، نامردی است اگر امروز حرف دشمنان را تکرار کنند. دشمنان یک روز سراغ حاج منصور رفتند، یک روز حاج سعید، امروز حاج محمود را هدف گرفته‌اند و ممکن است هدف بعدی هم ما باشیم. باید بدانیم که آنها می‌خواهند مردم را از در خانه امام حسین دور کنند، نه از محمود کریمی.

وی در باره حضور محمود کریمی در رسانه ملی گفت: شب یلدا ما در چادرهای سرد مسیر کربلا بودیم و برنامه ایشان را ندیدیم، اما بعدها شنیدیم که صحیت‌های ایشان مانند تیری بوده در قلب دشمنان. ان‌شاءالله دادگاه به زودی نتیجه را اعلام می‌کنید، ولی باید مراقب باشیم که با پیش داوری آتش جهنم را برای خودمان نخریم.

ایشان با اشاره به فعالیت گسترده رسانه‌های ضد انقلاب در این باره گفت: امام خمینی(ره) فرمودند که ببینید رسانه‌های دشمن چه می‌گویند تا بدانید راه درست چیست. امروز همه رسانه‌های ضد انقلاب بسیج شده‌اند علیه این نوکر با اخلاص امام حسین. در ادامه همین توطئه از قول بنده در سایت‌ها نوشتند که من هم سلاح دارم و ... به حضرت عباس من اگر حرفی زده باشم. البته تکذیبیه هم دادیم و در سایت‌ها منتشر شد، شما ببینید چقدر پیچیده است این توطئه.

حاج محمد طاهری در پایان گفت: دشمنان کور خوانده‌اند. باید بدانند که این مردم روز به روز در دستگاه امام حسین پایدارتر می‌شوند. دقت کنید که دشمنان فقط سراغ مداحانی می‌روند که سینه‌سپر این نظام و رهبر و انقلاب هستند، سراغ کسانی که فقط مجلس می‌گیرند و کاری به انقلاب ندارند نمی‌روند. این‌ها نشان می‌دهد که دشمنان زخم‌خورده مداحان ولایی هستند.


دفاع تمام قد حدادیان از کریمی:
سعید حدادیان تاکید کرد: عجیب نیست که رسانه‌های صهیونیستی از تخت تفرعن خویش بانگ «وَفَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ» سر می‌دهند که در عصای کریمی‌ها اژدهایی می‌بینند که ریسمان‌های سیاه و سفید سحر جادوهای شیطانی‌شان را می‌بلعد.
به گزارش خبرگزاری فارس، سعید حدادیان از مداحان اهل بیت (ع) در خصوص مسائل مطرح شده درباره حاج محمود کریمی متنی را به رشته تحریر درآورد. این متن که نسخه‌ای از آن در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفت، به شرح ذیل است:

«بسم‌الله الرحمن الرحیم»

إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ- همانا کسانی که دوست می دارند کارهای بسیار قبیح در میان آنان که ایمان آورده اند شایع شود، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت، و خدا می داند و شما نمی دانید. (سوره مبارکه نور آیه 19)

حاج محمود کریمی که کرامت انسانی و مراتب نورانی‌اش بر اهل دل روشن است، نیاز به حمایت دوستانی چون بنده ندارد اما مگر دل شکسته می‌گذارد.

دوراندیشان و مهرکیشان نیک می‌دانند که جوانمردی او که میراث پدر شهید و برادر شهید اوست، خدشه‌پذیر نیست.

به خاک پای مادرش سوگند که از برنامه شب یلدای شبکه 3 معلوم بود چه آتش کینه‌ای از سینه شبکه‌های ضد انقلاب گُر خواهد گرفت؛ اینکه در برنامه‌ای بسیار موفق به دست‌بوسی مادر زانو می‌زند و هوشمندانه و زیرکانه نوامیس انقلاب را ارج می‌نهد، نقطه اوجی است که شرافت و فضیلت نوکری اباعبدالله الحسین (ع) را به رخ می‌کشد و دشمنان انقلاب را از غیض می‌کشد.

به یقین تضعیف دستگاه سیدالشهدا (ع) و تضییع زحمات خدمتگزاران این آستان گناهی نیست که خداوند تاوانش را به فردا موکول کند.

دشمنان و بدخواهان ،قرآن بخوانند تا بدانند نام موسی‌بن عمران(ع)با مشاجره‌ای که در سوره قصص (1) به آن اشاره شده است، از قرآن و از زمره انبیا حذف نشد.

شک نیست که برخی از مسئله پیش آمده برای انتقام‌ گرفتن از دستگاه سیدالشهدا (ع) و دستاوردهای آن سوءاستفاده می‌کنند؛ هیچ فکر کرده‌اید که اگر خدای ناکرده در این مشاجره بلایی سر حاج محمود آمده بود، امروز حال و هوای ایران اسلامی چگونه بود؟

خردمندان می‌دانند که حاج محمود کریمی در سن 45 سالگی نه سر تیراندازی دارد نه سودای اسلحه‌بازی؛ عجیب نیست که رسانه‌های اسرائیلی از تخت تفرعن خویش بانگ «وَفَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ» (2) سر می‌دهند که در عصای کریمی‌ها اژدهایی می‌بینند که ریسمان‌های سیاه و سفید سحر جادوهای شیطانی‌شان را می‌بلعد.

انشاءالله این محکمه عادلانه و خردمندانه پایان می‌پذیرد اما محمود کریمی را پایانی نیست که این قطره در اقیانوس بی‌پایان ابوالفضل (ع) سیر می‌کند؛ باشید و الطاف حضرتش را نظاره کنید.




برچسب ها: برگرفته از سایت رجانیوز 

شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ |

حاج مهدی




حاج مهدی جان درگذشت مادر مکرمتان را به شماتسلیت عرض میکنم واز خداوند متعال برای شما عزت ،سربلندی وطول عمر را خواستارم.




 




برچسب ها: نوشته شده توسط عبدالنور عزیزی 

پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ |

حاج محمود کریمی

.::حاج محمود کریمی::.

حضرت آیت الله بروجردی (ره)

همانطور که امام حسین ع بزرگ و واجب الاحترام است کسیکه متصل به این دستگاه است نیز واجب الا حترام است.

یک بار دیگر بی دینان به ظاهر دین دار ونفهمان به ظاهر با شخصیت ،پس از شکستن حرمت مداحان اهلیبت ع مرحوم سید جواد ذاکر وحاج عبدالرضا هلالی ،حرمت یکی دیگراز نوکران امام حسین ع را شکستند...

غصه نخور حاج محمود هرکس در این بزم مقرب تر است جام بلایش بیشتر بدهند...

این حرمت شکنان همان خرس خاله ها وخر مقدس معابهایی هستند که ترسی از شکستن حرمت مومن نداشته وبا ریاوتزویر وخود شیرینی در پیش اربابان خود ،تیشه به ریشه ی دین وآخرت خود میزنند،

آیا کسی نیست به اینها بگوید مگر شما همانهائی نبودید که یک روزمی خواستید آبروی مداح دلسوخته امام حسین ع ،مرحوم سید جواد ذاکر را ببرید،ولی در واقع شمابا این کارهایتان ارزش و منزلت ایشان را در نزد ارباب بیشتر کردیدوکاری کردید که امام حسین ع زودتر اورا خریده ونزد خود ببرد.آیا واقعا آبرویش را بردیدیا به ایشان آبرو دادید،مشکل اینجاست که شما مو میبینید وما پیچش مو...

آری شما همان کسانی هستید که یک روز به فکر ریختن آبروی ذاکر امام حسین ع ،حاج عبدالرضا هلالی شدید تا شاید با این کارهاتون جلسات ایشان را کم رنگ کنید ،ولی چه کردید آیا موفق شدید یا اینکه مخاطبین ایشان را چند برابر کردید،وحال باز عبرت نگرفتید وبه فکر بدنام کردن یکی دیگر از دلسوخته ترین وبا اخلاص ترین نوکران سیدالشهدائ افتادید ،فارغ از اینکه هنوز نفهمیدید در افتادن با نوکران امام حسین ع وکسانی که در این دستگاه می باشند در افتادن با امام حسین ع است،وبا آل علی هر که در افتاد ورافتاد...




برچسب ها: نوشته شده توسط محمدرضا عزیزی 

چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ |

چایی مجلس ارباب

چایی مجلس حسین برتر از آب زمزمه...
  •  

روضه خوان بودو از پیرغلامان امام حسین ع ،میگفت ایام صفر بود داشتم ازکوچه ی محلمون رد میشدم که دیدم بچه های مسجد محله مرا صدا زدند وگفتند آقا ببخشیدما امروز تو مسجد جمع شدیم تابرا امام حسین ع مجلس روضه بگیریم ،ازشما خواهش میکنیم بیائیدوبراما روضه بخوانید،دل آنهارانشکستم وبه مجلس اونها رفتم وبرایشان روضه خواندم،روضم که تمام شد برایم چایی آوردند از رنگ وروی چاییشان خوشم نیامد وطوری که آنها متوجه نشوند چایی را در زیر فرش ریختم وازآنها به خاطر چایی تشکر کردم وبه خانه آمدم ،شب تو خواب دیدم حضرت زهرا س از کنار من با حالت ناراحتی  رد شدن وبه من توجهی نکردن.به دنبالشان رفتم وبا چشمان اشک آلود به ایشان عرض نمودم بی بی جان مگه من چه خطائی مرتکب شدم که از دستم ناراحتی،وبه من توجهی نمیکنید.

باحالتی ناراحت روبه من کردن و فرمودند:چرا امروز به چائی مجلس روضه پسرم بی احترامی کردید...




برچسب ها: نوشته شده توسط محمد رضاعزیزی 

سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ |

علامه ایازی ره

علامه ایازی از نگاه مرحوم آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی

آیت الله میرزا هاشم آملی

((اگر چه آیت الله ایازی از شاگردان حلقه درسی من بود ولی در اخلاق استاد من بودند....))


هروقت  تمسال  مبارکت را نگاه میکنم یاد بهمن ماه سال   1379 می افتم که وقتی برای اولین باراسم مبارکت  رو شنیدم دلم هوایی  شدو برای  زیارت  جمالتان  روانه ی مازندران ، روستای رستم کلاه شدم ،چه روز به یاد ماندنیی بود برایم وهیچ وقت آن روز را فراموش نخواهم  کردکه وقتی نزدیک غروب دلگیر آفتاب چشمانم به جمال زیبایتان نورانی شد آن لحظه آرزو میکردم که هیچ وقت  آن لحظه  تمام نشود، قلبم ازخوشحالی  درسینه ام  جا نمیشدو بغض خوشحالی قطرات اشک را از چشمانم سرازیرمینمود.نزدیک  به یک هفته  مهمان  خانه ی گرمتان بودم  ولی آنقدر این  چند روز زود  تمام  شد که فکر میکردم  همون روز آمدم، ولی چه میشد کرد باید برمیگشتم .وقت وداع شدو من با چشمانی گریان وخاطراتی  زیبا ازآن  دیداربه  ایلام برگشتم، وپیش  خودم حرف های زیبای شما را که بعنوان نصیحت برایم گفته بودید در خاطرم مرور میکردم.
عزیزم،هرکاری میکنیدبرای رضای خدا باشد....
سعی کنید همواره خلوص در نیت داشته باشید....
نمازشبت راترک نکن که اگر طلبه ای نماز شب نخواند طلبه نمی شود...
و....



















حضرت آیت الله شیخ ابوالحسن ایازی

آیت الله العظمی بروجردی:

آقا ابوالحسن ایازی از نخبه ترین طلبه ای است که در جمع ماست

آیت الله العظمی کوهستانی:

از آنجا که دوران کهولت را سپری می نمایم همواره نگران تداوم یافتن تلاش ده ها ساله خویش در امر اداره حوزه علمیه و تربیت طلاب بودم...لیکن پس از مراجعت شما از نجف و شایستگی هایی که در شما سراغ دارم خاطرم آسوده گردید و خوشوقتم که این امر با جدیت و تلاش شما ادامه خواهد یافت...

آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی:

اگر چه آیت الله ایازی از شاگردان حلقه درسی من بود ولی در اخلاق استاد من بودند.

آیت الله العظمی شیخ آقا بزرگ تهرانی:

الشیخ العالم الفاضل الثقه الورع المعتمد المومن مولانا ابوالحسن ایازی.

مقام معظم رهبری:

سلام من را به مردم برسانید و مردم را دعوت کنید به قدردانی هر چه بیشتر از روحانیون خدمتگزار و علمای عالیمقدار همانند مرحوم علامه آیت الله ایازی «قدس الله نفسه الزکیه»

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:

آن عالم ربانی از چهره های درخشان فقاهت و تقوی و ورع بودند...زهد وپارسایی و اخلاق حمیده ایشان بیانگر سیره سلف صالح علما اعلام و فقهای عالی مقام بود.

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی :

اگر معظم له؛حضرت آیت الله العظمی ایازی در قم بود امروز یکی از مراجع عظام تقلید بود.

آیت الله العظمی بهجت:

متاسفانه هنوز توفیق نیافتم خدمت آن مرد بزرگ برسم...

آیت الله العظمی مکارم شیرازی :

صفای روح و سادگی زندگی این عالم باتقوا او را در قلوب مردم با ایمان جای داده بود.

آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالله نظری خادم الشریعه:

...امثال مرحوم آیت الله ایازی بودند که با تمام وجودشان در گذشته تاکنون توانستند با سیره مرضیه و شیوه حسنه تبیین مبانی اسلام و ترویج احکام همیشه جاوید شریعت حضرت ختمی مرتبت پیامبراکرم و ائمه معصومین «ع»نمایند و با داشتن علم توام با زهد و پاکدامنی و قداست نشان دادند که مصداق بارز مخالفا لهوی و مطیعالامر مولا هستند.

آیت الله حسن زاده آملی:

سالها به طول می انجامد تا شاید...شاید مثل آیت الله کوهستانی و آیت الله ایازی به وجود بیایند.

آیت الله  جوادی آملی:

می شود پنج سال به زهد و تقوای ایشان زندگی کرد,ولی هفتاد سال کار هر کسی نیست...آیت الله ایازی یک شجره طوبای هفتاد سله ای بود که میوه های فراوانی داشت...

و ...



 





برچسب ها: نوشته شده توسط محمدرضا عزیزی 

یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ |

فراق یار...

بسـوزان هرطریقــی مــی پسندی

که آتـش ازتوو خــاکــستــر از مــن  

   بکش چون صیدو در خونم بغلتان

تماشــآ کردن از توو پــرپـــر از مـــن

    




برچسب ها: نوشته شده توسط عبدالنور عزیزی 

دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲ |

دلیل عاشقی

حسین دلیل عاشقی ....

هرروز بای هر غمتان گریه میکنم       از روضه های ماتمتان گریه میکنم

در میان هیاهو و ازدهام قرن بیستم اگر به دقت گوش کنی این صدای هل من ناصر حسین ع است

که هنوز به گوش می رسد ندای حسین ندای جاودانگیست؛ چرا که بر خواسته از عشقی ناب است

عشق به بالاترین و خواستنی ترین معشوق ؛خلوص و عشق دو دلیل جاودانگی اند ؛و حسین هر دو را تمام و کمال دارد ؛زبان عشق مسلک و آیین نمی شناسد  تنها زبان دنیاست که نیاز به ترجمه ندارد

و حسین زیبا ترین ترانه عاشقی دنیا را سروده از این روست که  همه زمان ها عاشوراست و همه مکان ها کربلا

حجاب عربی و عجمی ،مسلمان و مسیحی را که کنار بزنی فارغ از هر دین و مسلک و آیینی حسین ع را عاشق ترین دنیا می یابی ...سلام بر تو ای دلیل عاشقی ای حسین ....




برچسب ها: نوشته شده توسط عبدالنور عزیزی 

شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ |

عقیله" العرب

و تو پرستار دلهای رنجوری...

بانوی من! زینب

شما را خدا آفرید تا چون فرشته ای قربانی اش را همراهی کنی٬

کودکانش را محافظت کنی٬

هدفش را تبیین کنی٬

و راهش را ...

بی بی جان !این روزها چه سخت به تو میگذرد؛وکسی چه می داند که در این همه سختی ومصیبت تو چه دیده ای که ذکر لبت این شده است؛وما رایت الا جمیلا... 

تو زینت پدری بس که پاک و محتجبی

کز احتجاب تو بانو حجاب محترم است!




برچسب ها: نوشته شده توسط عبدالنور عزیزی 

چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ |

یاد علمدار

تصاویر منتشر نشده از تفحص دو شهید بعد از۳۰سال

حاج‌جعفر نظری می‌گوید: ابتدای کار تفحص در ارتفاعات ۱۷۸، رو به سوی کربلا ایستادیم و به امام حسین(ع) و آقا ابوالفضل(ع) سلام دادیم؛ پیکر مطهر دو شهید را پیدا کردیم که نشانی از علمدار کربلا داشتند.

 

قصه از دیدار با یک مادر شهید شروع شد؛ مادر شهیدی که می‌گفت: «۳۰ سال است از پسرم بی‌خبرم»؛ مادر شهیدی که هر زنگ تلفن یا در قلبش را به تپش می‌انداخت، اسم احمد که می‌آمد، یاد آخرین حرف‌هایشان در آخرین اعزام می‌افتاد.

ـ مامان، من می‌روم و دیگر برنمی‌گردم.

ـ تو که همیشه همینو می‌گی اما برمی‌گردی!

ـ نه این دفعه مطمئنم برنمی‌گردم.

این مادر ۳۰ سال انتظار کشید، نمی‌دانم چه حرف‌هایی را شبانه در گوش قاب عکس احمد زمزمه کرد که بالاخره احمد در ایام شهادت حضرت زهرا(س) به آغوش مادر بازگشت.


پدر و مادر شهید احمد صداقتی


او بالاخره آمد، چه شهادتی و چه آمدنی! مانند حضرت ابوالفضل(ع) شهید شد، در ایام میلاد رسول اکرم(ص) پیکرش تفحص شد و در ایام فاطمیه بر شانه‌های مردم نشست.

برای نحوه تفحص این شهید، به سراغ «حاج جعفر نظری» از جستجوگران نور در منطقه شرهانی رفتیم؛ او حرف‌های جالب و خواندنی را از روزی که این شهید و شهید دیگری که ابوالفضل نام داشت پیدا شدند، برای‌مان روایت کرد.


قمقمه آب شهید که بعد از ۳۰ سال آب داشت


* تفحص شهیدی به نام ابوالفضل

عملیات محرم در ۳ مرحله صورت گرفت؛ مرحله اول در محور زبیدات، مرحله دوم در جبل‌ حمرین و مرحله سوم، مرحله‌ای بسیار مهم و حساس بود که از نقطه صفر مرزی به طرف خاک عراق و ارتفاعات بسیار مهم ۱۷۸ و ۱۷۵ اجرا شد.

شاید این دو قله بلندترین قله‌هایی هستند که اهمیت نظامی بالایی برای دشمن و نیروهای خودمان داشت؛ بر همین اساس دو طرف تلاش می‌کردند این ارتفاعات را از دست ندهند؛ لذا در این منطقه عملیات طی ۱۰ روز انجام گرفت.

این ارتفاعات چندین بار هم دست به دست شد؛ تعداد زیادی از نیروهای لشکر ۱۴ امام حسین(ع) و یگان‌های دیگری از قمر بنی ‌هاشم(ع) در این منطقه درگیری تن به تن داشتند لذا پیکرهای تعدادی از شهدای این عملیات در منطقه ماند. بعد از عملیات، گروه تفحص تلاش کرد تا پیکرهای مطهر این شهدا را به خانواده‌هایشان بازگرداند؛ اما با توجه به اینکه طی چند سال گذشته، تجهیزات مهندسی برای یافتن پیکر شهدا ضعیف بود، تعدادی از شهدا در ارتفاعات ۱۷۸ مانده بودند.

تجهیزات الان نسبت به گذشته بهتر شده است؛ لذا به دستور سردار باقرزاده فرمانده کمیته جستجوی مفقودین کار را با همراهی گروه چهار نفره روی ارتفاعات ۱۷۸ آغاز کردیم.

ارتفاعات ۱۷۸، نزدیک‌ترین نقطه به کربلای معلی است؛ خودبه خود هر کسی روی این ارتفاعات قرار می‌گیرد، انگار حرم آقا امام حسین(ع) روبه‌روی اوست.

بین گروه‌مان قرار گذاشتیم تا هر موقع روی این محور کار می‌کنیم، در ابتدا به طرف کربلا بایستیم، دست روی سینه بگذاریم و به امام حسین(ع) سلام کنیم.

در یکی از عملیات‌های تفحص که در آستانه میلاد پیامبر اکرم(ص) بود، وقتی روی ارتفاعات قرار گرفتیم، به رسم معمول دست روی سینه گذاشتیم و گفتیم: «السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و علی ابوالفضل العباس(ع) اخی‌ الحسین(ع)» کار را شروع کردیم.

بعد از طی کاوش در چند تا از سنگرها، به نقطه‌ای رسیدیم؛ پاکت بیل مکانیکی (دهانه بیل مکانیکی که زمین فرود می‌رود) بالا آمد؛ قبل از اینکه شهیدی را ببینم، شاهد جاری شدن آب زلال از داخل پاکت بیل روی زمین بودیم. خیلی تعجب کردیم آنجا که چشمه آبی نبود، در آن سراشیبی هم نمی‌شد، آب نگهداری کرد؛ آب در حدی جریان داشت که تا رفتم، دوربین عکاسی بیاورم و از صحنه عکس بگیرم، این جریان آب ادامه داشت.

بیل مکانیکی را پایین آوردیم؛ دیدیم پاکت بیل مکانیکی به قمقمه آبی که روی کمر شهید بود، برخورد کرده و در این قمقمه باز شده بود؛ قمقمه مربوط به شهیدی بود که سال ۶۱ در عملیات محرم به شهادت رسیده بود. این قمقمه از سال ۶۱ تا ۹۱ که ۳۰ سال و چند ماه می‌گذرد، سالم مانده بود؛ آبی زلال و پاک.

شهید را پایین گذاشتیم، وقتی مدارک او را بررسی کردیم، دیدیم نام آن شهید «ابوالفضل» است. این نشانی بود که ما را به یاد مشک حضرت ابوالفضل(ع) می‌انداخت.


پیکر و دست مصنوعی شهید احمد صداقتی بعد از ۳۰ سال


* شهیدی که با دست‌های قطع شده و فرق شکافته تفحص شد

حرکت بعدی را شروع کردیم؛ به دومین، سومین و چهارمین پیکر شهید رسیدیم. در زمان تفحص چهارمین شهید، وقتی پاکت بیل بالا آمد، در ابتدا با یک دست مصنوعی مواجه شدیم؛ دست آن شهید از کتف تا انگشتان مصنوعی بود که داخل اورکتش دیده می‌شد.

شهید را پایین گذاشتیم؛ دست دیگر این شهید در عملیات محرم قطع شده بود؛ مدارک او را بررسی کردیم، نامش «احمد صداقتی» از لشکر ۱۴ امام حسین(ع) اصفهان بود.


پیکر شهید احمد صداقتی


در پیکر شهید صداقتی هم چند نشانه از آقا ابوالفضل العباس(ع) پیدا کردیم؛ اینکه دو دست شهید قطع شده بود و سر ایشان هم از فرق شکافته شده بود.

این هم نشانی از آقا ابوالفضل(ع) است که دو دست مبارکشان در روز عاشورا قطع شد و عمود آهنین بر فرق مبارکشان فرود آمد؛ هم اینها نشانه سلام به آقا ابوالفضل(ع) در ابتدای کار بود.

شهید احمد صداقتی ارادت خاصی به آقا ابوالفضل(ع) داشت؛ او در عملیات محرم فرمانده گردان امام جعفر صادق(ع) بود؛ در حین عملیات، فرماندهی گردان حضرت زهرا(س) هم به دلیل درگیری شدید و شهادت رزمندگان این گردان، به شهید صداقتی واگذار ‌کردند.



چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ |

حضرت ارباب

           ارباب...
ارباب !این روزها هر قدم که به کربلا نزدیکتر می شوید دل این نوکر بیشتر می تپد وضربان قلب سوخته ام تندتر می شود...باز انتظار... !!! انتظار اینکه آیا این بارمحرم  شامل الطاف کریمانه ی اربابم می شوم ومثل غلام سیاهش دست مرا میگیردویا ...آقا خودم هم می دانم که لیاقت نگاه تورا ندارم ،من کجا غلام سیاه تو کجا ... ولی امید من فقط به کرم بی نهایت توست اباب...
آقا کلبت سلامت میکند...
از مدينه تا کربلا همراه با سيدالشهداء علیه السلام

 

فلسفه قيام ابي عبدالله الحسين (عليه السلام) را در سخنان آن حضرت  در آغاز حرکت از مدينه و موضع گيري هاي ايشان در برابر حوادثي که در منزلگاه هاي ميان راه روي داده است مي توان يافت .


مدينه


زمان: نيمه دوم ماه رجب سال 60 هجري

امام حسين(عليه السلام) هدف خروج از مدينه را در وصيتنامه اش چنين بيان مي کند:

... و جز اين نيست که براي اصلاح در ميان امت جدم خارج شدم. مي خواهم امر به معروف و نهي از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علي (عليه السلام) رفتار نمايم .

کسي که به سوي خدا دعوت کند عمل نيک انجام دهد و بگويد از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمي شود ... اگر در نوشتن نامه ات خير مرا آرزو کرده اي، خدا پاداش تو را بدهد.

مکه


زمان : از 3 شعبان تا 8 ذي الحجه 60 هجري

بخشي از آخرين سخنراني هاي حضرت در مکه:


ما اهل بيت به رضاي خدا راضي و خشنوديم ... هر کس مي خواهد در راه ما جانبازي کند و خون خويش را در راه لقاي پروردگار نثار نمايد، آماده حرکت با ما باشد .

 
صَفّاح


زمان: چهارشنبه 9 ذي الحجه 60 هجري

امام حسين(عليه السلام) در پاسخ به مخالفين حرکت به سوي عراق، فرمود: «رسول خدا را در خواب ديدم و به امر مهمي ماموريت يافتم و بايد آن را تعقيب کنم.»

در اين منطقه فرزدق شاعر با آن حضرت ملاقات کرد و در جواب حضرت که از احوال مردم عراق جويا شده بود، گفت: دل هاي مردم با توست وليکن شمشيرشان با بني اميه است .


سخن امام حسين (عليه السلام) خطاب به فرزدق در اين منزلگاه:


اگر پيش آمدها طبق مراد باشد، خدا را بر نعمت هايش شکر گوييم. اگر پيش آمدها طبق مراد نبود آن کس که نيتش حق و تقوا بر دلش حکومت مي کند، از مسير صحيح خارج نشود و ضرر نخواهد کرد.

 ذات عِرق

زمان: دوشنبه 14 ذي الحجه 60 هجري


قسمتي از نامه امام به عمربن سعيد که در اين منزلگاه نوشت:


بهترين امان، امان خداوند است. از خداوند، ترس از او را در دنيا خواهانيم تا در قيامت به ما امان بخشد.



حاجِر


زمان: سه شنبه 15 ذي الحجه 60 هجري


از سخنان امام حسين(عليه السلام) در بين راه مکه تا کربلا:


«فَاِنّي لا اَرَي المَوت اِلاّ سَعادَة وَلَا الحَياةَ مَع الظّالِمينَ اِلاّ بَرَماً»؛ من مرگ را جز سعادت نمي بينم و زندگي با ستمگران را جز ننگ نمي دانم.

 
خُزَيمِيّه


زمان: جمعه 18 ذي الحجه 60 هجري

امام حسين(عليه السلام) خطاب به زينب کبري(عليهاالسلام) در اين منزلگاه مي فرمايد:


خواهرم! آنچه اراده مشيّت خدا بدان تعلق گرفته، همان خواهد شد .



زَرُود


زمان: دوشنبه 21 ذي الحجه 60 هجري

«زهير بن قين» که داراي عقيده عثماني بود، در آن سال مراسم حج را بجاي آورده و به کوفه باز مي گشت. ناخوشايندترين چيز نزد او فرود آمدن در يک محل با حسين (عليه السلام) بود. هر دو در اين منزلگاه به ناچار فرود آمدند. در حالي که زهير با همراهانش مشغول غذا خوردن بود، حضرت از طريق نماينده اي، "زهير" را به خيمه اش دعوت کرد، اما  او تأملي کرد. همسرش به او گفت: «سبحان الله پسر رسول خدا ترا مي خواند و تو اجابت نمي کني!»

زهير با اکراه به سوي حضرت رفت. اما هنگام مراجعت از خيمه آن حضرت، آثار خوشحالي از چهره اش نمايان شد و به همراهان گفت: «من به حسين(عليه السلام) ملحق خواهم شد، هر کس ميل دارد در ياري فرزند پيامبر شرکت کند، با ما بيايد و هر کس با ما نيست با او وداع مي کنم.»  لذا همسرش نيز او را رها نکرد و تا واقعه عاشورا و شهادت زهير، همراه کاروان حسيني بود.


امام حسين(عليه السلام) بعد از شهادت زهير فرمود:


اي زهير! خدا تو را از لطف و رحمت خويش دور مدارد و قاتلان تو را همانند لعنت شدگان مسخ شده به بوزينه و خوک لعنت نمايد .

  ثَعلَبيّه

زمان: سه شنبه 22 ذي الحجه 60 هجري


سخن امام حسين(عليه السلام) با مردي از اهل کوفه در اين منزلگاه:


به خدا سوگند که اگر تو را در مدينه ملاقات مي کردم، اثر جبرئيل را در خانه ما، و نزول او براي وحي به جدم را، به تو نشان مي دادم. اي برادر! عموم مردم دانش را از ما برگرفتند ...


زُباله


زمان: چهارشنبه 23 ذي الحجه 60 هجري

حضرت حسين(عليه السلام) در اين منزلگاه چنين فرمودند: شيعيان کوفه ما را بي يار و ياور گذاشته اند. هر کس از شما بخواهد، مي تواند بازگردد و از سوي ما حقي بر گردنش نيست .

امام حسين(عليه السلام) در جواب مردي که از آيه «يَومَ نَدعوا کُلَّ اُناسٍ بَأِمامِهِم» پرسيده بود، فرمود:


پيشوايي، مردم را به راه راست دعوت کرد و گروهي اجابت کردند، و پيشوايي، مردم را به گمراهي دعوت کرد و گروهي اجابت کردند. گروه اول در بهشت و گروه دوم در دوزخ خواهند بود.

  بَطنُ العَقَبه

زمان: جمعه 25 ذي الحجه 60 هجري

از سخنان امام حسين(عليه السلام) در اين منزلگاه:

بني اميه مرا رها نکنند تا جان مرا بگيرند. هرگاه چنين کنند، خدا بر آنان کساني مسلط خواهد کرد که آنها را ذليل و خوار خواهد ساخت .

 

شَراف (و ذُو حُسَم)


زمان: شنبه 26 ذي الحجه 60 هجري


از سخنان حضرت در اين منزلگاه:


مگر نمي بينيد که به حق عمل نمي شود و از باطل پرهيز نمي شود. در اين حال سزاوار است که مؤمن، لقاي پروردگار را طلب کند.

 
 بَيَضه

زمان: يکشنبه 27 ذي الحجه 60 هجري

از سخنان حضرت در اين منزلگاه:


اي مردم! رسول خدا فرمود: هر کس سلطان ستمگر، پيمان شکن، حلال کننده حرامها و مخالف با سنت رسول خدا را ببيند و در برابر او برنخيزد، جايگاهش با او در جهنم است .

 

عُذَيبُ الهِجانات


زمان: دوشنبه 28 ذي الحجه 60 هجري

چند تن از اهل کوفه با حضرت ملاقات کرده و اوضاع شهر را چنين توصيف کردند: «به اشراف کوفه رشوه هاي گزاف داده اند و اينک يک دل و يک زبان با تو دشمني مي ورزند و ساير مردم دلشان با توست.  اما فردا شمشيرهايشان به روي تو کشيده مي شود.»

امام در اين باره آيه اي را تلاوت فرمودند که:


از ميان مؤمنان مرداني هستند بر سر پيمان خود با خدا ايستادگي کرده و به عهد خويش وفا کردند و به شهادت رسيدند و برخي در انتظار شهادت اند ... .



قصر بني مُقاتِل


زمان: چهارشنبه اول محرم 61 الحرام هجري


امام حسين (عليه السلام) در اين منزل به عبيدالله جعفي چنين فرمود:


پس اگر ما را ياري نمي کني خداي را بپرهيز و از اين که جزو کساني باشي که با ما مي جنگند. سوگند به خدا اگر کسي فرياد ما را بشنود و ما را ياري نکند، او را به رو در آتش مي افکند.

 

نينوا ( و کربلا)


زمان: پنج شنبه دوم محرم الحرام 61 هجري

امام حسين (عليه السلام) چون نامه ابن زياد را خواند، فرمود:


«لا اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق؛ رستگار نشوند آن گروهي که خشنودي مردم را با غضب پروردگار خريدند. (خشنودي مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند)


تعداد نظامياني که لباس و سلاح جنگي و حقوق از حکومت غاصب بني اميه گرفته و به جنگ امام حسين (عليه السلام) آمده بودند را، بالغ بر 30 هزار جنگجو نوشته اند .


کربلا


زمان: جمعه سوم محرم الحرام 61 هجري

عمر بن سعد با لشکري چهار هزار نفره از اهل کوفه وارد کربلا شد.

سخن امام حسين (عليه السلام) هنگام ورود به کربلا:


«اَلنّاسُ عُبيدُ الدُّنيا وَالدّينُ لَعِقٌ عَلي اَلسِنَتِهِم يَحوُطُونَهُ ما...؛ مردم، بندگان دنيا هستند و دين آنها جز سخن زبانشان نيست. تا آنگاه کا زندگيشان بچرخد، دنبال دين مي روند. و هرگاه بناي امتحان و آزمايش پيش آيد، دينداري بسيار اندک مي شود.

 

کربلا


زمان: شنبه چهارم محرم الحرام 61 هجري

امام (عليه السلام) در پاسخ «قيس بن اشعث» که سفارش به بيعت با يزيد مي کرد، فرمود:


نه، به خدا سوگند، دست ذلت در دست آنان نمي گذارم، مانند بردگان از صحنه جنگ با آنان فرار نمي کنم.



کربلا


زمان: يکشنبه پنجم محرم الحرام 61 هجري


از سخنان امام حسين(عليه السلام) با لشکر دشمن:


هيهات ما  به ذلت تن نخواهيم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز براي ما ذلت را نپسنديدند، دامن هاي پاکي که ما را پروريده، و سرهاي پر شور و مردان غيرتمند هرگز طاعت فرومايگان را بر کشته شدن مردانه ترجيح ندهند.

 
کربلا


زمان: دوشنبه ششم محرم الحرام 61 هجري


نامه امام حسين(عليه السلام) از کربلا به برادرش محمد بن حنفيّه و بني هاشم:


... مثل اين که دنيا اصلاً وجود نداشته(اينگونه دنيا بي ارزش و نابود شدني است) و آخرت هميشگي و دائم بوده و هست.


کربلا


زمان: سه شنبه هفتم محرم الحرام 61 هجري


امام حسين (عليه السلام) سپاه دشمن را اين چنين نفرين کرد:


بار خدايا! باران آسمان را از اينان دريغ کن، و بر ايشان تنگي و قحطي(همچون سال هاي قحطي يوسف در مصر) پديد آور، و آن غلام ثقي(حجاج بن يوسف) را بر ايشان بگمار تا جام زهر به ايشان بچشاند زيرا آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند(به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بيت و شيعيان مرا از اينان بگيرد.

   کربلا

زمان: چهارشنبه هشتم محرم الحرام 61 هجري

ملاقات امام حسين(عليه السلام) با عمر بن سعد:


حضرت فرمود: «اي پسر سعد! آيا با من مقاتله مي کني و از خدا هراسي نداري؟»

ابن سعد گفت: «اگر از اين گروه جدا شوم خانه ام را خراب و اموالم را از من مي گيرند و من بر حال افراد خانواده ام از خشم ابن زياد بيمناکم.»

حضرت فرمود:

«تو را چه مي شود؟ خدا جان تو را به زودي در بستر بگيرد و تو را در روز قيامت نيامرزد ... گمان مي کني که به حکومت ري و گرگان خواهي رسيد؟ به خدا چنين نيست و به آرزويت نخواهي رسيد.»


سخن امام حسين (عليه السلام) با يارانش:

اي بزرگ زادگان! صبر پيشه کنيد که مرگ جر پلي نيست که شما را از سختي و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمت هاي هميشگي آن مي رساند.

 
کربلا


زمان: پنج شنبه نهم محرم الحرام 61 هجر

سخن امام حسين (عليه السلام) خطاب به دشمن:


واي بر شما! چه زياني مي بريد اگر صداي مرا بشنويد؟! من شما را به يک راه راست مي خوانم، اما شما از همه فرامين من سر باز مي زنيد، چرا که شکم هاي شما از مال حرام پر شده و بر دل هاي شما مُهر شقاوت زده شده است .



کربلا


زمان: جمعه دهم محرم الحرام61 هجري

امام حسين(عليه السلام) با يارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنين سخن گفت: «... خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکيبايي را پيشه خود سازيد.»

حضرت "زهير بن قيس" را فرمانده راست سپاه، و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس(عليه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خيمه ها نزديک مي شد، ولي حضرت تيري نينداخت چون مي فرمود: دوست ندارم که آغازگر جنگ با اين گروه باشم.»


عمر بن سعد تير را بر کمان نهاده و به سوي ياران امام انداخت و گفت: گواه باشيد که اول کسي بودم که به سوي لشکر حسين تير انداختم!


سپس سپاهيان عمر بن سعد تير بر کمان نهاده و از هر طرف ياران امام حسين(عليه السلام) را نشانه رفتند. امام(عليه السلام) فرمود: «ياران من! بپاخيزيد و به سوي مرگ (شهادت) بشتابيد، خدا شما را بيامرزد.»


در حمله اول چهار تن شهيد شدند و سپس ياران باقي مانده هر کدام به نوبت به تنهايي به ميدان رزم شتافته و به شهادت مي رسيدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بني هاشم رسيد و آنها نيز شربت شهادت را نوشيدند.


امام حسين(عليه السلام) که يکه و تنها مانده بود، نگاهي به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا مي کرد. حضرت براي وداع آخر به سوي خيمه ها آمد، آنگاه در حالي که شمشيرش را از غلاف بيرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نماياني کرد. دشمن از هر طرف وي را محاصره نمود، ناگاه تيري سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالي که يکصد و چند نشانه تير و نيزه بر پيکرش بود، نقش بر زمين گشت و روح مبارکش به ملکوت اعلي پيوست. اما شيون زنان، کودکان و حتي فرشتگان الهي بلند شد.


«و سَيَعلَمُ الَّذينَ ظَلَموا اَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ»

 

منبع: کتاب مدينه تا کربلا، همراه سيدالشهداء،




برچسب ها: نوشته شده توسط عبدالنور عزیزی 

دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۲ |

غم یار


          این روزها دیگر کسی به فکر ما نیست ...








برچسب ها: نوشته شده توسط عبدالنور عزیزی 

دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۲ |

درد دل

بشنو از دل چون حکایت میکند           وازگرانی ها باز شکایت می کند

دلم واسه همه خوبیهات تنگ شده حاج محمود ،حکایت تو حکایت همان تنها ترین سردار بودکه خوب وبد ،همه در مقابل تو ناجوانمردانه ایستادن واز هر گوشه وکنار دست به تخریبت زدن .یادت بخیر آقای دکتر که همچون سردارن زمان امام (ره)همچو صیاد شیرازی در مقابل دوست ودشمن داخل و خارج یک تنه ایستادی و از حقوق مردم فقیر وخدادوست ایران دفاع کردی واز آنجائیکه  تواضع بیش از حد تو و روحیه انقلابی وبسیجیت به همه اجازه می داد که راحت انتقاد کنند ،بعضی آدم های پست چه تخریبها که نکردند و چه تهمت ها که بهت نزدند، حالا وقت آن رسیده  که  خواص  بی بصیرت چوبش  را بخورند ... چوب اهانت به رئیس جمهور خدمتگزارشان را...آری تو همه ی اون روزها همچون مولایت علی ع سکوت کردید وحالا وقت ان شده که  خداوند  جواب اون  همه مظلومیت  تورا بدهد. خیلی دوست دارم بدانم اونهائیکه می گفتند احمدی نزاد برود گرانی هم میرود الان چرا سکوت کرده ولال  شده اند ، راستش شک دارم که اون خواص بی بصیرتی که دست به تخریب دولت عدالت زدند با انقلاب وحکومت اسلامی میانه ی خوبی داشته باشند و  به نظر من آنها فقط خواص بی خاصیتی بودند  که عاقبت یا به     گروه  توابین ملحق میشوند ویاخوارج....                                                                                                     

در برگ ریز ظلم لگد کوب می شوی

سروی ولی تکیده تر از چوب می شوی

 

با گیسوان سربی و آن چهره ی صبور

داری شبیه حضرت ایّوب می شوی

 

لبخند بر لبان تو پر پر نمی شود

از موج درد ، گرچه پر آشوب می شوی

 

قانون عشق سوختن است و به قدر درد

محبوب آستانه ی محبوب می شوی....

 

آری دلم روشن است که زودتر

من نذر کرده ام به خدا خوب می شوی....

 

                                  





برچسب ها: نوشته شده توسط عبدالنور عزیزی 

یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ |

خاطراتی از قلاویزان

خاطراتی از قلاویزان



حوالی ظهر بود، گرما بیداد می‌كرد، دشمن كه از ارتفاعات قلاویزان تارانده شده بود با تمام قوا سعی در باز پس گیری ارتفاعات داشت. نور آفتاب به سود آنها بود. رزمنده‌ها كه تمام شب مشغول عملیات بودند در این ساعات كمی‌ خسته به نظر می‌آمدند. تداركات نرسیده بود و بچه‌ها تشنه بودند...

در جایی‌كه فرمانده مقرر كرده بود، خسته وتشنه كیسه‌های شن را پر می‌كردند تا از گزند تركش‌های توپ و خمپاره در امان باشند. سنگرها بدون سقف بود. چون نه فرصتی برای این كار بود و نه خبری از تداركات. دوربینم را برداشتم و به قصد روحیه‌دادن به بچه‌ها و گرفتن عكس در مسیر خاكریز حركت كردم. صدای سوت توپ و خمپاره باعث می‌شد دائم خیز بروم. بچه‌های رزمنده به خوبی با این صداها آشنا بودند. گوش‌ها عادت می‌كند و می‌توانی بفهمی كه این صدای توپ از طرف خودی‌هاست یا دشمن تا بیجا خیز نروی.
نمی‌دانم برای چند دقیقه چه شد كه عراقی‌ها جهنمی به پا كردند و چنان آتشی روی ما ریختند كه مدتی درازكش روی زمین ماندم و با اصابت هر خمپاره و توپی بالا و پایین می‌شدم. كمی آرامش كه ایجاد شد، بلند شدم تا اطرافم را بینم. در ابتدا دود حاصل از این همه انفجار و خاك باعث شد درست متوجه اوضاع نشوم،گوش‌هایم تقریبا چیزی نمی‌شنید. به نظرم آمد كه زمان از حركت باز ایستاده. از موج انفجارها كمی گیج بودم...
دیدم بچه‌های زیادی به روی زمین افتاده‌اند. در همین زمان نگاهم به صورت نوجوانی افتاد كه صورتش از برخورد خمپاره به كنارش سیاه شده بود و تركش‌های آن تمامی صورتش را گرفته بود. بی‌اختیار دوربینم را بالا آوردم و عكسی از او گرفتم. در حال حركت بود و برای این‌كه به زمین نیفتد از لبه‌های سنگرهای شنی كمك می‌گرفت. جلو رفتم. صدای زمزمه‌اش را می‌شنیدم كه به آرامی می‌گفت:«آقا اومدم. حسین جان اومدم.»
وقتی به او رسیدم، دیگر رمقی برایش باقی نمانده بود و به زمین افتاد. او را به آرامی بغل كردم. همچنان نجوا می‌كرد. با تمام وجود امدادگر را صدا زدم. صورتش را بوسیدم و به او گفتم «عزیزم، فدات بشم، چیزی نیست.» ...
بعد از لحظاتی دیگر
نجوا نمی‌كرد و به آسمان چشم دوخته بود. امدادگر آمد، اما..،. لحظه‌ای بعد گفت: «كاری از دستم بر نمی‌یاد، شهید شده. برادر، زحمت می‌كشی ببریش معراج شهدا...!»
در حالی‌كه تمام بدنم می‌لرزید، او را بغل كردم. انگار فرشتگان زیر پیكر پاكش را گرفته بودند. آن‌قدر سبك بود كه به راحتی در بغلم جای گرفت. از زمین بلندش كردم. امدادگر با دست، محل معراج شهدا را نشانم داد. قبل از این‌كه او را در كنار سایر شهدا بگذارم، صورتش را بارها و بارها بوییدم و بوسیدم؛ به خدا بوی عطر گل یاس می‌داد...




برچسب ها: نوشته شده توسط عبدالنور عزیزی 

پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ |

نقطه ایثار

نقطه ی ایثار


نقطه ایثار واقع در ارتفاعات قلاویزان، مکان کوچکی در بین هزاران منطقه جنگی و خاطرات دفاع مقدس در کشور است که شاهد ایثارگری‌های رزمندگان دفاع مقدس بوده است و در این منطقه نیز هرگاه در متن ماندگار سرزمین سینه سرخان عاشق قرار بگیریم، وسعت روح و روانمان سرشار از عطر دل‌انگیز عشق و ایثار می‌شود.

 در بدو ورود به این قطعه از بهشت، عکس و نام عزیزانی گذاشته شده است که در این نقطه در نبردی نابرابر رخت شهادت پوشیدند.

ارتفاعات قلاویزان که در جنوب غربی شهر مهران واقع شده است منطقه‌ای ناهموار و شبه کوهستانی است که پس از کوه چکه موسی با طول تقریبی 22 کیلومتر در امتداد یال‌های دامنه غربی کبیرکوه از سمت شرق به غرب کشیده شده است. بلندترین نقطه قلاویزان "قله 265" است که در خاک ایران قرار دارد، در خاک عراق نیز قله 223 در نزدیکی فرورفتگی خط مرزی جنوب مهران (شیار میگ سوخته) واقع شده است.

سایر بلندی‌های مهم قلاویزان تپه‌های 254 ، 244 ، 249 ، 225 و 175 هستند که به صورت نواری هلالی شکل از جنوب شرق تا جنوب غرب مهران گسترش یافته‌اند.

این منطقه با وجود پستی و بلندی‌های تپه ماهوری شکل، از موقعیت مهم نظامی برخوردار است به طوری که با استقرار بر روی بلندی‌های اصلی آن، کیلومترها دشت، آبادی و شهرهای پیرامونی مانند مهران، زرباطیه و بدره عراق در سیطره دید قرار می‌گیرد.

دشمن در زمان اشغال مهران با ایجاد میادین مین، سیم خاردار و کانال در دامنه شمالی ارتفاعات قلاویزان شرایط سختی را در نفوذ به مواضع خود به وجود آورده بود.

در عملیات والفجر 3 ، این محدوده در محور عملیاتی  قرارگاه فتح 2  قرار داشت و نیروهای  لشکر 41 ثارالله (ع) برای نفوذ به مواضع دشمن و دستیابی به قلاویزان تلاش گسترده‌ای انجام دادند اما به دلیل عمق و پیچیدگی موانع، این امکان فراهم نشد و پیکرهای بسیاری از شهداء تا زمان عملیات کربلای 1 در این محور باقی ماند و هم اکنون بقایای موانع دشمن در این منطقه همه ساله مورد بازدید زائران آثار دفاع مقدس قرار می‌گیرد. یادمان نقطه ایثار در منطقه عملیاتی قلاویزان در مهران ما را به یاد 70 شهید تفحص شده در این نقطه می‌اندازد که در حال حاضر یکی از یادمان‌هایی است که توسط کاروان‌های راهیان نور مورد بازدید قرار می‌گیرد.




برچسب ها: برگرفته از سایت یادمان شهداء مهران 

پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ |



این وبلاگ توسط این حقیرمحمد رضا عزیزی به ارائه ی مطالب و موضوعاتی در زمینه ی اشعار نوکری

اهل بیت (علیهم السلام) ویک سری مطالب اخلاقی وکلام بزرگان وشهداء ودرد دلهامی پردازد.که

امیدوارم خوانندگان عزیز با درج نظرات خود ما را در این راه یاری نمایند.

پست الکترونیک

 

 

 

مرداد ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲

 

قلاویزان یادمان شهدا’ مهران
شهید کربلایی
نماز شب
نامه ی شهید نوجوان
مادر شهید
یادت بخیر . . .
حکایت حاج محمود
حاج مهدی
حاج محمود کریمی
چایی مجلس ارباب

 

نوشته شده توسط عبدالنور عزیزی (10)  نوشته شده توسط محمدرضا عزیزی (2)  نوشته شده توسط محمد رضاعزیزی (1)  برگرفته از سایت یادمان شهداء مهران (1)  برگرفته از سایت رجانیوز (1)  برگرفته از سایت قافله شهداء (1)  

 

 

پایگاه جامع عاشورا
قالبهای مذهبی وبلاگ
بصیرت جوان
دفتر مقام معظم رهبری
شورشیرین
دل نوشته های جنگ ودفاع مقدس
هیئت مذهبی فاطمیون قم

 

 

RSS 2.0

اوقات شرعی

 


مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin :.