قلاویزان سجده گاه مردان بی ادعا

قلاویزان یادمان شهدا’ مهران

ارتفاعات قلاویزان یادآور عملیات کربلای یک

ارتفاعات قلاویزان یادآور عملیات هایی از جمله کربلای یک است که بعد از چهار بار دست به دست شدن شهر مهران منجر به آزاد سازی آن شد و قلب امام را شاد کرد.

نقطه ایثار واقع در ارتفاعات قلاویزان مکان کوچکی در بین هزاران منطقه جنگی و خاطرات دفاع مقدس در کشور است که شاهد ایثارگری های رزمندگان دفاع مقدس بوده است و در این منطقه نیز هرگاه در متن ماندگار سرزمین سینه سرخان عاشق قرار بگیریم، وسعت روح و روانمان سرشار از عطر دل انگیز عشق ایثار می شود.

در نقطه ایثار که در هشت کیلومتری شهر مهران است می توان دشت های بزرگ مهران را دید که روزگاری شاهد نبردهای مهم دفاع مقدس بوده است و در بدو ورود به این قطعه بهشت عکس و نام عزیزانی گذاشته شده است که در این نقطه در نبردی نابرابر رخت شهادت پوشیدند.

مناجات نامه

الهـي

باز آمديم با دو دست تهي چه باشد اگر مرحمي بر خستگان نهي

الهـي

گرفتار آن دردم كه تو دواي آني و در آرزوي آن سوزم كه تو سرانجام آني

الهـي

هر دلشده اي با ياري و غمگساري و من بي يار و غريبم

الهـي

چراغ دل مريداني و انس جان غريباني، كريما آسايش سينه محباني و نهايت همت قاصداني

الهـي

جرم من زير حلم تو پنهان است و تو پرده عفو خود بر من گستران

الهـي

اين چيست كه با دوستان خود را كردي كه هر كه ايشان را جست ترا يافت و تا ترا نديد ايشان را نشناخت

الهـي

عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم

الهـي

بر تارك ما خاك خجالت نثار مكن و ما را به بلاي خود گرفتار مكن

الهـي

چون به تو بنگريم شاهيم و تاج بر سر وچون بخود تگريم خاكيم و از خاك كمتر

الهـي

هر كس تو را شناخت هرچه غير تو بود بينداخت

زیارت ابی عبدالله (ع)

سفارشات علامه امینی

 

مرحوم حجة الاسلام دکتر امینی چنین می نویسد: پس از گذشت چهار سال از فوت

مرحوم پدر بزرگوارم علامه امینی نجفی یعنی سال 1394 هجری قمری ، شب

جمعه ای قبل از اذان فجر ایشان را در خواب دیدم. او را شاداب و خرسند یافتم. جلو

رفته و پس از سلام و دست بوسی عرض کردم: پدر جان! در آنجا چه علمی باعث

سعادت و نجات شما گردید؟ گفتند: چه می گویی؟ مجددا" عرض کردم: آقا جان! در

آنجا که اقامت دارید، کدام عمل موجب نجات شما شد؟ کتاب الغدیر ... یا سایر

تألیفات .... یا تأسیس و بنیاد کتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام؟ پاسخ دادند: نمی

دانم چه می گویی. قدری واضح تر و روشن تر بگو! گفتم: آقا جان! شما اکنون از

میان ما رخت بر بسته اید و به جهان دیگر منتقل شده اید. در آنجا که هستید

کدامین عمل باعث نجات شما گردید از میان صدها خدمت و کارهای بزرگ علمی و

دینی و مذهبی؟ مرحوم علامه امینی درنگ و تأملی نمودند. سپس فرمودند: فقط

زیارت ابی عبدالله الحسین علیه السلام. عرض کردم: شما می دانید اکنون روابط

بین ایران و عراق تیره و تار است و راه کربلا بسته ، چه کنم؟ فرمود: در مجالس و

محافلی که جهت عزاداری امام حسین علیه السلام برپا می شود شرکت کن. ثواب

زیارت امام حسین علیه السلام را به تو می دهند. سپس فرمودند: پسر جان! در

گذشته بارها تو را یادآور شدم و اکنون به تو توصیه می کنم که زیارت عاشورا را هیچ

وقت و به هیچ عنوان ترک و فراموش نکن. مرتبا" زیارت عاشورا را بخوان و بر خودت

وظیفه بدان. این زیارت دارای آثار و برکات و فوائد بسیاری است که موجب نجات و

سعادتمندی در دنیا و آخرت تو می باشد ... و امید دعا دارم. آری! علامه امینی با

کثرت مشاغل و تألیف و مطالعه و تنظیم و رسیدگی به ساختمان کتابخانه

امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف اشرف مواظبت کامل به خواندن زیارت عاشورا

داشتند و سفارش به زیارت عاشورا می نمودند و به این جهت ( خودم ) حدود سی

سال است مداوم به زیارت عاشورا می باشم.

عـــــــزیـــــــــــزهردوجـــــــــهان

چه خوب است آب و هوایی که دارید
همیشه بهشت است جایی که دارید

الهی روی خلوتی هم نبیند
شلوغی این کوچه هایی که دارید


مجال عرق ریختن هم ندادید
به پیشانی این گدایی که دارید


نمی خواهم اصلا بفهمم که ما را
کجا می برد رد پایی که دارید


همین که شما می بریدم، یقینا
شبی می رسم تا خدایی که دارید


از امروز ناله رسان حسین است
پر فطرس بینوایی که دارید


برایم هوای بهشتی بالا
حرام است با کربلایی که دارید


شما با خدا با خدا با خدایید
ومن با شمایم شمایی که دارید...

یا باب الحوائج ع

مجموعه نوحه ، مداحی و مرثیه شهادت باب الحوائج امام موسی کاظم (ع)

السلام عليک يا امام موسي بن جعفر

هر گـه كه نـسيــم از ره بـغــداد آيد
ما را ز حــديث عشق و خون ياد آيد

اى گــل كه به گردن تو غل افكندند
از صبــر تــو زنــجــيـر بـه فــريـاد آيـد

اى باب گشوده خدا بر جوائح مردمان و اى رشته پيوند زمين و آسمان! نامت كليد گشايش گره‏هاى فرو بسته و يادت، مايه آرامش دل‏هاى شكسته است. نامت، نردبان صعود دعاهاى مرفوع و يادت پلكان نزول اجابت منصوب است ... تو را با زبان نياز مى‏خوانيم با دلى پر سوز گداز به امداد اين دست هاى خسته...
اى گرداب خشم و غضب را «كاظم»! اى طوفان هاى اندوه را «صابر»! اى بر هدايت خلق خدا «امين»! سلام بر تو اى صاحب «احسان عام» و «گذشت خاص» سلام بر تو اى زندانى بزرگ بصره و بغداد!... سلام بر تو كه شب‏هاى سياه را به چراغ ذكر و دعا به سپيده سحرى پيوند مى‏زدى! سلام بر تو و بر گام‏هاى مجروح بسته به رنجيرت!

به یاد سقا

عملیات مسلم ابن عقیل حاج بهزاد می گفت :

تا رمز عملیات رو گفتم دیدم ستون از هم باز شد.

دیدم قمقمه ها رو دارن خالی میکنن ، گفتم ۱۵ کیلومتر راهه چرا آب رو بیرون

میریزید ؟؟

گفتن : مگه خودتون رمز عملیات رو نگفتی یا ابوالفضل العباس (ع)؟؟؟
...
ما حیا می کنیم با خودمون آب برداریم و با رمز یا ابوالفضل العباس (ع) بریم

عملیات !!

حاج رحیم می گفت بچه های این عملیات رو شهداشونو خودم از منطقه

مندلی آوردم . میگفت : خدا میدونه !!! بعضی هاشونو میدیم دَر قمقمه ها

باز و آبی نبود....

رو پیراهنشون نوشته بودند :

قربان لب تشنه ات ابوالفضل العباس (ع)


http://www.sarveabarkouh.ir/wp-content/uploads/2013/07/%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%D9%86%D9%87.jpg

 

آن روزها

 

آن روز ها اسم هایمان را غلامرضا و عبدالحسین می گذاشتند این روزها امیررضا و امیرحسین می گذاریم. آن روزها لالاییهایمان نوای حسین بود و شجاعت علی. این روزها موتزارد می گذاریم و آهنگ لایت. آن روزها با ذکرحسین شیرمان می دادند و این روزها با ترانه های عموها و عمه ها شیرخشک می دهیم. آن روزها هر روز محرم به نام یک نفر بود برای هر سن و مرامی،این روزها ایام سال درگیر روزهای جهانی شده. قهرمان هایمان چه تغییر کرده اند از علی و حسین و زهرا و زینب به مردعنکبوتی و هری پاتر ومسی رسیدیم. آن روزها نوای مرشد بود و ذکر حسین و شاهنامه در قهوه خانه هایمان ، این روزها نوای ترانه های پاپ با صدای دخترها در کافی شاپ ها. آن روزها هر کوچه ای سقاخانه ای داشت مبلغش یک یاحسین بود ،این روزها آب معدنی شده مبلغش هم از تشنگی بیشتر آن روزها اهل محل هیئت که می آمدند به حال هم می رسیدند ، این روزها اهالی شهر در فیس بوک حال هم رو شر میکنند و لایک می زنند. آن روزها اهل محل خانواده بودند.این روزها چاردیواری ها اختیاری معیارهایمان چه تغییر کرده ، عشق ها جایش را به پول داده براستی چرا دادیم و چه گرفتیم؟

 

 

کم سن و سال‌ترین طلبه شهید+عکس

تنها پسر خانواده مؤمنی بود؛ مادرش بعد از کلی نذر و نیاز و توسل به امامزاده‌های ایلام، علی را از خداوند گرفت؛ آن هم در ماه مبارک رمضان و شب شهادت حضرت علی(ع). علی تنها برادر و نورچشمی ۵ خواهر بود تا اینکه در یازده سالگی رفت پی طلبگی و در ۱۵ سالگی به شهادت رسید؛ جالب اینجاست که پیکر شهید طلبه «علی مؤمنی» بعد از ۱۵ سال با توسل مادر علی به حضرت ابوالفضل(ع) به آغوش مادرش بازگشت.

مادر شهید علی مؤمنی بعد از ۱۵ سال بر بالای پیکر تنها پسرش

* حضور علی در لشکر علی بن‌ابیطالب(ع)

شهید مؤمنی در ایامی که در قم تحصیل می‌کرد، در قالب لشکر ۱۷ علی‌بن ابیطالب(ع) عازم جبهه‌های حق علیه باطل شد؛ رفتن علی به جبهه از روی معرفت و اخلاص بود؛ او خود را به عنوان مبلغ و روحانی معرفی نمی‌کرد، بلکه به عنوان نیروی رزمی در منطقه حضور داشت. او در یگان رزم هم سخت‌ترین مأموریت یعنی اطلاعات عملیات و گشتی رزمی را بر عهده گرفت.


حضور شهید مؤمنی در جبهه

علی اولین بار در منطقه «فاو» طی عملیات «والفجر ۸» در سال ۱۳۶۴ از ناحیه پا مجروح شد؛ بار دوم به جزیره مجنون رفت؛ در خرداد ۶۵ هنگامی که در یک دسته ۱۲ نفره در جزیره مجنون برای شناسایی به قلب دشمن نفوذ می‌کند، در یک درگیری تن به تن با دشمن، علی در صحنه باقی می‌ماند.

* ۱۵ سال بی‌خبری از علی

پدر و مادر و خواهرانی که عاشق تنها پسر خانواده بودند، سال‌ها خبری از علی نداشتند؛ پدرش بارها به مقر لشکر علی‌بن‌ابیطالب(ع) مراجعه کرد تا شاید خبری از علی به دست بیاورد، اما بعضاً همراهان و رزمندگانی که در این درگیری حضور داشتند، می‌گفتند: «در حین درگیری احساس کردیم که علی زخمی شده است و شاید هم شهید شده و نتوانستیم از او خبری بگیریم».

از خرداد ۱۳۶۵ تا خرداد ۱۳۸۰ در واقع ۱۵ سال تمام، پدر و مادر علی چشم به راه او بودند تا شاید خبری از فرزندشان بگیرند؛ آنها علی را به امانت از ائمه اطهار(ع) گرفته بودند، به این فکر افتادند که برای یافتن و گرفتن خبری از فرزندشان باز هم به این خاندان توسل کنند. در زمان حکومت صدام که خانواده شهدا و مفقودالاثرها را به زیارت کربلا می‌بردند، ثبت‌نام کردند و این پدر و مادر پیر و منتظر به حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) رفتند؛ قبل از همه، مادر علی در حرم حضرت ابوالفضل(ع) با سوز دل و با عشق مادرانه خطاب به آقا می‌گوید: «آقا ابوالفضل تو را به زهرای مرضیه سوگند می‌دهم که بچه‌ام اگر در شکم ماهی است او را به من بازگردان وگرنه شما را به حضرت زهرا(س) شکایت می‌کنم».

پدر و مادر علی از زیارت کربلا برگشتند؛ اهالی محل هم به دیدن آنها رفتند؛ یادم است هنوز ۲۰ روز از بازگشت آنها نگذشته بود که پیکر پاک علی، بعد از ۱۵ سال در جزیره مجنون تفحص شد و به آغوش خانواده بازگشت و در گلزار شهدای دهلران آرام گرفت.
رجعت پیکر شهید ۱۵ ساله بعد از ۱۵ سال

نامش علی بود؛ همزمان با شهادت حضرت علی(ع) به دنیا آمد و در لشکر حضرت علی(ع) به شهادت رسید. ۱۵ ساله بود و ۱۵ سال هم پیکرش جلوی آفتاب گرم و سوزان مجنون همچون مولایش حسین بن علی(ع) باقی ماند.

فاطمه س

                                                             یازهرا س

تمام اهل عالم دم گرفتند

به حال خانه ی ما غم گرفتند

که روزی روزگاری خانه ی ما

صفایی داشت آن را هم گرفتند

کنون افتاده ناله در دل باد

و حتی آسمان هم ناله سر داد

نمی دانی چه شد در آن سیاهی

خودم دیدم که بین کوچه افتاد

ز چشمش سیلی کین سو گرفته

که حتی از علی هم رو گرفته

خودم دیدم که مادر زیر چادر

دو دستی دست بر پهلو گرفته

به قلب مادرم زخم فدک خورد

دل ریش پدر جانم نمک خورد

خرابم شد به سر انگار دنیا

که پیش چشم من مادر کتک خورد

کمی با درد و شبنم راه می رفت

و با دنیایی از غم راه می رفت

اگر چه دست بر دیوار می زد

ولی با قامتی خم راه می رفت

شدم این روزها غمخوار زهرا(س)

و مدیون سوال چشم بابا

همین الان حدود چند روز است

که می ترسم ببوسم صورتش را

و دارد می رود از خانه کم کم

و چشمان پدر با اشک نم نم

و در زانوی او دیگر رمق نیست

به روی شانه اش دنیای ماتم

وصیت شهید


این همه بی نماز هست!!!




می خواست برگرده جبهه بهش گفتم: پسرم! تو به اندازه ی سنّت خدمت کردی بذار اونایی برن جبهه که نرفته اند

چیزی نگفت و ساکت یه گوشه نشست…

… وقت نماز که شد ، جانمازم رو انداختم که نماز بخونم دیدم اومد و جانمازم رو جمع کرد...

خواستم بهش اعتراض کنم که گفت: این همه بی نماز هست! اجازه بدید کمی هم بی نمازا ، نماز بخونند

دیگه حرفی برا گفتن نداشتم خیلی زیبا ، بجا و سنجیده جواب حرف بی منطقی من رو داد

نامه ی شهید نوجوان


نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

شهید علیرضا محمودی این نامه رو چند وقت قبل از شهادتش برای دوستان و همکلاسی هاش می نویسه و برای معلمش می فرسته تا نامه رو برای دوستانش بخونن.

برای دیدن هر صفحه در سایز بزرگتر، رو عکس ها کلیک کنید.

 

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا



مادر شهید




  عکس اول را در آورد: این پسر اولم محسن است.
عکس دوم را گذاشت روی عکس محسن: این پسر دومم محمد است، دوسال با محسن تفاوت سنی داشت.
عکس سوم را آورد و گذاشت روی عکس محمد؛ رفت بگوید این پسر سومم.. سرش را بالا آورد، دید شانه های امام(ره) دارد می لرزد..امام(ره) گریه اش گرفته بود..
فوری عکسها را جمع کرد زیر چادرش و خیلی جدی گفت:
چهارتا پسرم رو دادم که اشکتو نبینم...

با یک ذکر صلوات شهدا یاد کنیم


یادت بخیر . . .


طرح بنر و پوستر ولادت حضرت مهدی (عجل الله) | طرح افقی

 

یادت بخیر . . .

سه روزه رفته ای سی روزه حالا

زمستون رفته ای نوروزه حالا

خودت گفتی سر هفته می آیی

شماره کن ببین چند روزه حالا

ای یار نازی! ای یار نازی

منو ول کردی و رفتی به بازی

تو که عشقت به جونم لونه کرده

منو آواره و دیوونه کرده

بیا حالا بهاره گل میباره

بهارم رو تو پر گل کن دوباره

دلم از دوریت شد پاره پاره

که درد عاشقی چاره نداره

اگه یک روح به خواب ما بیایه

خدا عمری بما میده دوباره





روزی هزار بار دلت راشکسته ام

بیخود به انتظار وصالت نشسته ام 

هربار این تویی که رسیدی و در زدی

هربار این منم که در خانه بسته ام

هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی

هم عهد خویش هم دلت راشکسته ام




دیرگاهیست در درونم غوغایی برپاست…
به گمانم که کسی می آید!
شاید تو باشی،
ای موعود!


emam zaman شعر های امام زمان

انتظار… منتظر…

با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما  

فهمیده ام که هیچ نمی دانم از شما


یا ایها العزیز ! ذلیل معاصی ام
باید ز شرم چهره بپوشانم از شما


می ترسم از رسیدن آن جمعه ای که من
جای سلام ، روی بگردانم از شما


رویی نمانده است به چشمت نظر کنم
پس بی دلیل نیست گریزانم از شما


من اصل انتظار تو را برده ام ز یاد
با انتظارهای فراوانم از شما


من نان به نرخ نام تو خوردم ، حلال کن
محض رضای ذائقه می خوانم از شما

حکایت حاج محمود

حاج منصور هم از محمود کریمی دفاع كرد
کد مطلب : 27665
حاج منصور هم از محمود کریمی دفاع كرد
گروه جامعه: منصور ارضی شب گذشته در مراسم دعای کمیل حرم حضرت عبدالعظیم در مورد اتفاقات مرتبط با محمود کریمی، گفت: ما همیشه دشمن را احمق فرض کردیم، الان دشمنان بهتر از ما می‌دانند که کدام هیئت و یا کدام نوکر موثرتر است و اگر بتوانند می‌روند اذیت می‌کنند آن نوکر امام حسین را که او را بهم بریزند.

به نوشته سايت مشرق، وی در ادامه گفت: حالا این نوکر امام حسین باید بیاید و ثابت کند که به خدا می‌خواستند اذیت کنند، ببینید رادیو اسرائیل چه می‌گوید در مورد نوکر امام حسین؟ همین کسانی که پای منبر من نشسته‌اند و سینه زدند، می‌نشینند و تحلیل می‌کنند که باید این کار را می‌کرد! نباید این کار را می‌کرد، تمام اجر محرم صفر خود را دادی رفت با این حرف‌هایی که پشت سر طرف گفتی!

حاج منصور ارضی با بیان اینکه دشمن می‌داند که ضربه‌ای که خورده است از این هیئت‌هاست، اظهار داشت: دشمن کار می‌کند و عناصر تاثیرگذار را پیدا می‌کند، تا آنها را ترور شخصیت کند، دشمن می‌داند که ضربه‌ای که خورده است از این هیئت‌هاست، این سینه‌زنی‌ها روشنگری است، این است که از چای ریز هیئت تا مداح هیئت همه را می‌زند، برخی هم بی‌توجه‌اند.
روایت حاج محمد طاهری از شب جنجالی محمود کریمی

 حاج محمدرضا طاهری شب گذشته بعد از پایان مراسم سوگواری سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع) در واکنش به هجمه های صورت گرفته علیه مداحان اهل بیت و هیات مذهبی چند دقیقه ای درباره ماجرای تیراندازی جنجالی سخن گفت.

 
وی با اشاره به انتشار اخبار ضد و نقیض از سوی برخی رسانه ها در مورد محمود کریمی، اظهار داشت:  این توطئه پیچیده ای است که الان در دادگاه مسیرش جلو می رود.
 
 
وی در ادامه گفت: سه مرتبه در مسیر برگشت از دماوند که ایشان با خانواده هم بودند برای شان مزاحمت ایجاد می کنند و به مرحله خطر مرگ می رسانند.
 
محمدرضا طاهری با بیان اینکه  انگار این داستان از قبل تعیین شده بوده است، اظهار داشت: آنهایی که پای منبر ایشان یک قطره اشک ریختند اگر بیایند این روزها حرفهای دشمنان را بزنند خیلی نامردی است.
 
وی در ادامه تاکید کرد:  می خواهند اذهان عمومی را از در خانه امام حسین دور کنند و محمود کریمی هم نوکر با اخلاص امام حسین است.
 
طاهری با بیان اینکه من شب یلدا در مسیر کربلا بودم، گفت: ولی شنیدم که صحبتهای ایشان در برنامه شب یلدا مثل تیر در قلب دشمنان بوده است.
 
محمدرضا طاهری در انتها تاکید کرد: مطمئن باشند که اعتقاد مردم ما نسبت به دستگاه امام حسین قوی تر می شود.

این مداح اهل‌بیت به همه هیئتی‌ها توصیه کرد که مراقب باشند تا حرف دشمنان را تکرار نکنند: آنهایی که پای روضه‌های حاج محمود حتی یک قطره اشک هم ریخته‌اند، نامردی است اگر امروز حرف دشمنان را تکرار کنند. دشمنان یک روز سراغ حاج منصور رفتند، یک روز حاج سعید، امروز حاج محمود را هدف گرفته‌اند و ممکن است هدف بعدی هم ما باشیم. باید بدانیم که آنها می‌خواهند مردم را از در خانه امام حسین دور کنند، نه از محمود کریمی.

وی در باره حضور محمود کریمی در رسانه ملی گفت: شب یلدا ما در چادرهای سرد مسیر کربلا بودیم و برنامه ایشان را ندیدیم، اما بعدها شنیدیم که صحیت‌های ایشان مانند تیری بوده در قلب دشمنان. ان‌شاءالله دادگاه به زودی نتیجه را اعلام می‌کنید، ولی باید مراقب باشیم که با پیش داوری آتش جهنم را برای خودمان نخریم.

ایشان با اشاره به فعالیت گسترده رسانه‌های ضد انقلاب در این باره گفت: امام خمینی(ره) فرمودند که ببینید رسانه‌های دشمن چه می‌گویند تا بدانید راه درست چیست. امروز همه رسانه‌های ضد انقلاب بسیج شده‌اند علیه این نوکر با اخلاص امام حسین. در ادامه همین توطئه از قول بنده در سایت‌ها نوشتند که من هم سلاح دارم و ... به حضرت عباس من اگر حرفی زده باشم. البته تکذیبیه هم دادیم و در سایت‌ها منتشر شد، شما ببینید چقدر پیچیده است این توطئه.

حاج محمد طاهری در پایان گفت: دشمنان کور خوانده‌اند. باید بدانند که این مردم روز به روز در دستگاه امام حسین پایدارتر می‌شوند. دقت کنید که دشمنان فقط سراغ مداحانی می‌روند که سینه‌سپر این نظام و رهبر و انقلاب هستند، سراغ کسانی که فقط مجلس می‌گیرند و کاری به انقلاب ندارند نمی‌روند. این‌ها نشان می‌دهد که دشمنان زخم‌خورده مداحان ولایی هستند.


دفاع تمام قد حدادیان از کریمی:
سعید حدادیان تاکید کرد: عجیب نیست که رسانه‌های صهیونیستی از تخت تفرعن خویش بانگ «وَفَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ» سر می‌دهند که در عصای کریمی‌ها اژدهایی می‌بینند که ریسمان‌های سیاه و سفید سحر جادوهای شیطانی‌شان را می‌بلعد.
به گزارش خبرگزاری فارس، سعید حدادیان از مداحان اهل بیت (ع) در خصوص مسائل مطرح شده درباره حاج محمود کریمی متنی را به رشته تحریر درآورد. این متن که نسخه‌ای از آن در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفت، به شرح ذیل است:

«بسم‌الله الرحمن الرحیم»

إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ- همانا کسانی که دوست می دارند کارهای بسیار قبیح در میان آنان که ایمان آورده اند شایع شود، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت، و خدا می داند و شما نمی دانید. (سوره مبارکه نور آیه 19)

حاج محمود کریمی که کرامت انسانی و مراتب نورانی‌اش بر اهل دل روشن است، نیاز به حمایت دوستانی چون بنده ندارد اما مگر دل شکسته می‌گذارد.

دوراندیشان و مهرکیشان نیک می‌دانند که جوانمردی او که میراث پدر شهید و برادر شهید اوست، خدشه‌پذیر نیست.

به خاک پای مادرش سوگند که از برنامه شب یلدای شبکه 3 معلوم بود چه آتش کینه‌ای از سینه شبکه‌های ضد انقلاب گُر خواهد گرفت؛ اینکه در برنامه‌ای بسیار موفق به دست‌بوسی مادر زانو می‌زند و هوشمندانه و زیرکانه نوامیس انقلاب را ارج می‌نهد، نقطه اوجی است که شرافت و فضیلت نوکری اباعبدالله الحسین (ع) را به رخ می‌کشد و دشمنان انقلاب را از غیض می‌کشد.

به یقین تضعیف دستگاه سیدالشهدا (ع) و تضییع زحمات خدمتگزاران این آستان گناهی نیست که خداوند تاوانش را به فردا موکول کند.

دشمنان و بدخواهان ،قرآن بخوانند تا بدانند نام موسی‌بن عمران(ع)با مشاجره‌ای که در سوره قصص (1) به آن اشاره شده است، از قرآن و از زمره انبیا حذف نشد.

شک نیست که برخی از مسئله پیش آمده برای انتقام‌ گرفتن از دستگاه سیدالشهدا (ع) و دستاوردهای آن سوءاستفاده می‌کنند؛ هیچ فکر کرده‌اید که اگر خدای ناکرده در این مشاجره بلایی سر حاج محمود آمده بود، امروز حال و هوای ایران اسلامی چگونه بود؟

خردمندان می‌دانند که حاج محمود کریمی در سن 45 سالگی نه سر تیراندازی دارد نه سودای اسلحه‌بازی؛ عجیب نیست که رسانه‌های اسرائیلی از تخت تفرعن خویش بانگ «وَفَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ» (2) سر می‌دهند که در عصای کریمی‌ها اژدهایی می‌بینند که ریسمان‌های سیاه و سفید سحر جادوهای شیطانی‌شان را می‌بلعد.

انشاءالله این محکمه عادلانه و خردمندانه پایان می‌پذیرد اما محمود کریمی را پایانی نیست که این قطره در اقیانوس بی‌پایان ابوالفضل (ع) سیر می‌کند؛ باشید و الطاف حضرتش را نظاره کنید.



حاج مهدی




حاج مهدی جان درگذشت مادر مکرمتان را به شماتسلیت عرض میکنم واز خداوند متعال برای شما عزت ،سربلندی وطول عمر را خواستارم.




 



حاج محمود کریمی

.::حاج محمود کریمی::.

حضرت آیت الله بروجردی (ره)

همانطور که امام حسین ع بزرگ و واجب الاحترام است کسیکه متصل به این دستگاه است نیز واجب الا حترام است.

یک بار دیگر بی دینان به ظاهر دین دار ونفهمان به ظاهر با شخصیت ،پس از شکستن حرمت مداحان اهلیبت ع مرحوم سید جواد ذاکر وحاج عبدالرضا هلالی ،حرمت یکی دیگراز نوکران امام حسین ع را شکستند...

غصه نخور حاج محمود هرکس در این بزم مقرب تر است جام بلایش بیشتر بدهند...

این حرمت شکنان همان خرس خاله ها وخر مقدس معابهایی هستند که ترسی از شکستن حرمت مومن نداشته وبا ریاوتزویر وخود شیرینی در پیش اربابان خود ،تیشه به ریشه ی دین وآخرت خود میزنند،

آیا کسی نیست به اینها بگوید مگر شما همانهائی نبودید که یک روزمی خواستید آبروی مداح دلسوخته امام حسین ع ،مرحوم سید جواد ذاکر را ببرید،ولی در واقع شمابا این کارهایتان ارزش و منزلت ایشان را در نزد ارباب بیشتر کردیدوکاری کردید که امام حسین ع زودتر اورا خریده ونزد خود ببرد.آیا واقعا آبرویش را بردیدیا به ایشان آبرو دادید،مشکل اینجاست که شما مو میبینید وما پیچش مو...

آری شما همان کسانی هستید که یک روز به فکر ریختن آبروی ذاکر امام حسین ع ،حاج عبدالرضا هلالی شدید تا شاید با این کارهاتون جلسات ایشان را کم رنگ کنید ،ولی چه کردید آیا موفق شدید یا اینکه مخاطبین ایشان را چند برابر کردید،وحال باز عبرت نگرفتید وبه فکر بدنام کردن یکی دیگر از دلسوخته ترین وبا اخلاص ترین نوکران سیدالشهدائ افتادید ،فارغ از اینکه هنوز نفهمیدید در افتادن با نوکران امام حسین ع وکسانی که در این دستگاه می باشند در افتادن با امام حسین ع است،وبا آل علی هر که در افتاد ورافتاد...



چایی مجلس ارباب

چایی مجلس حسین برتر از آب زمزمه...
  •  

روضه خوان بودو از پیرغلامان امام حسین ع ،میگفت ایام صفر بود داشتم ازکوچه ی محلمون رد میشدم که دیدم بچه های مسجد محله مرا صدا زدند وگفتند آقا ببخشیدما امروز تو مسجد جمع شدیم تابرا امام حسین ع مجلس روضه بگیریم ،ازشما خواهش میکنیم بیائیدوبراما روضه بخوانید،دل آنهارانشکستم وبه مجلس اونها رفتم وبرایشان روضه خواندم،روضم که تمام شد برایم چایی آوردند از رنگ وروی چاییشان خوشم نیامد وطوری که آنها متوجه نشوند چایی را در زیر فرش ریختم وازآنها به خاطر چایی تشکر کردم وبه خانه آمدم ،شب تو خواب دیدم حضرت زهرا س از کنار من با حالت ناراحتی  رد شدن وبه من توجهی نکردن.به دنبالشان رفتم وبا چشمان اشک آلود به ایشان عرض نمودم بی بی جان مگه من چه خطائی مرتکب شدم که از دستم ناراحتی،وبه من توجهی نمیکنید.

باحالتی ناراحت روبه من کردن و فرمودند:چرا امروز به چائی مجلس روضه پسرم بی احترامی کردید...



علامه ایازی ره

علامه ایازی از نگاه مرحوم آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی

آیت الله میرزا هاشم آملی

((اگر چه آیت الله ایازی از شاگردان حلقه درسی من بود ولی در اخلاق استاد من بودند....))


هروقت  تمسال  مبارکت را نگاه میکنم یاد بهمن ماه سال   1379 می افتم که وقتی برای اولین باراسم مبارکت  رو شنیدم دلم هوایی  شدو برای  زیارت  جمالتان  روانه ی مازندران ، روستای رستم کلاه شدم ،چه روز به یاد ماندنیی بود برایم وهیچ وقت آن روز را فراموش نخواهم  کردکه وقتی نزدیک غروب دلگیر آفتاب چشمانم به جمال زیبایتان نورانی شد آن لحظه آرزو میکردم که هیچ وقت  آن لحظه  تمام نشود، قلبم ازخوشحالی  درسینه ام  جا نمیشدو بغض خوشحالی قطرات اشک را از چشمانم سرازیرمینمود.نزدیک  به یک هفته  مهمان  خانه ی گرمتان بودم  ولی آنقدر این  چند روز زود  تمام  شد که فکر میکردم  همون روز آمدم، ولی چه میشد کرد باید برمیگشتم .وقت وداع شدو من با چشمانی گریان وخاطراتی  زیبا ازآن  دیداربه  ایلام برگشتم، وپیش  خودم حرف های زیبای شما را که بعنوان نصیحت برایم گفته بودید در خاطرم مرور میکردم.
عزیزم،هرکاری میکنیدبرای رضای خدا باشد....
سعی کنید همواره خلوص در نیت داشته باشید....
نمازشبت راترک نکن که اگر طلبه ای نماز شب نخواند طلبه نمی شود...
و....



















حضرت آیت الله شیخ ابوالحسن ایازی

آیت الله العظمی بروجردی:

آقا ابوالحسن ایازی از نخبه ترین طلبه ای است که در جمع ماست

آیت الله العظمی کوهستانی:

از آنجا که دوران کهولت را سپری می نمایم همواره نگران تداوم یافتن تلاش ده ها ساله خویش در امر اداره حوزه علمیه و تربیت طلاب بودم...لیکن پس از مراجعت شما از نجف و شایستگی هایی که در شما سراغ دارم خاطرم آسوده گردید و خوشوقتم که این امر با جدیت و تلاش شما ادامه خواهد یافت...

آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی:

اگر چه آیت الله ایازی از شاگردان حلقه درسی من بود ولی در اخلاق استاد من بودند.

آیت الله العظمی شیخ آقا بزرگ تهرانی:

الشیخ العالم الفاضل الثقه الورع المعتمد المومن مولانا ابوالحسن ایازی.

مقام معظم رهبری:

سلام من را به مردم برسانید و مردم را دعوت کنید به قدردانی هر چه بیشتر از روحانیون خدمتگزار و علمای عالیمقدار همانند مرحوم علامه آیت الله ایازی «قدس الله نفسه الزکیه»

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:

آن عالم ربانی از چهره های درخشان فقاهت و تقوی و ورع بودند...زهد وپارسایی و اخلاق حمیده ایشان بیانگر سیره سلف صالح علما اعلام و فقهای عالی مقام بود.

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی :

اگر معظم له؛حضرت آیت الله العظمی ایازی در قم بود امروز یکی از مراجع عظام تقلید بود.

آیت الله العظمی بهجت:

متاسفانه هنوز توفیق نیافتم خدمت آن مرد بزرگ برسم...

آیت الله العظمی مکارم شیرازی :

صفای روح و سادگی زندگی این عالم باتقوا او را در قلوب مردم با ایمان جای داده بود.

آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالله نظری خادم الشریعه:

...امثال مرحوم آیت الله ایازی بودند که با تمام وجودشان در گذشته تاکنون توانستند با سیره مرضیه و شیوه حسنه تبیین مبانی اسلام و ترویج احکام همیشه جاوید شریعت حضرت ختمی مرتبت پیامبراکرم و ائمه معصومین «ع»نمایند و با داشتن علم توام با زهد و پاکدامنی و قداست نشان دادند که مصداق بارز مخالفا لهوی و مطیعالامر مولا هستند.

آیت الله حسن زاده آملی:

سالها به طول می انجامد تا شاید...شاید مثل آیت الله کوهستانی و آیت الله ایازی به وجود بیایند.

آیت الله  جوادی آملی:

می شود پنج سال به زهد و تقوای ایشان زندگی کرد,ولی هفتاد سال کار هر کسی نیست...آیت الله ایازی یک شجره طوبای هفتاد سله ای بود که میوه های فراوانی داشت...

و ...



 




فراق یار...

بسـوزان هرطریقــی مــی پسندی

که آتـش ازتوو خــاکــستــر از مــن  

   بکش چون صیدو در خونم بغلتان

تماشــآ کردن از توو پــرپـــر از مـــن